دوستان لطفاً به این حدیث توجه بیشتری کنید : « علامه مجلسی ، روایتی چنین را در بحار الانوار ج 30 ، ص 300-287 ، نقل کرده اند : پس از انتشار خبر شهادت امام حسین ، از خانه بیرون آمد و با حالت اعتراض به شهر شام رسید و بر یزید پلید وارد شد . و با سر و صدا به این جنایت او اعتراف کرد . یزید ملعون به او خوش آمد گفته و از او پذیرایی شایان کرد و پس از مذاکرات مفصل با او خلوت کرد و نامه ای از اسناد محرمانه ی کاخ شام را به او نشان داد . این نامه ی مفصل را عمر (ملعون) به معاویه (ملعون) نوشته بود و در آن کفر و نفاق خود ، عدم ایمان خود به رسول الله جزئیات سقیفه ، شرکت در فاجعه ی قتل حضرت صدیقه ی کبری مطالب دیگر را بیان کرده و به معاویه سفارش کرده که بر کفر خود باقی بماند و منافقانه با مردم برخود کند تا سلطنتش پا بر جا بماند . پس از اینکه یزید ملعون ، این نامه را به فرزند عمر ملعون نشان داد ،آن پلید ، از یزید (ملعون) به جهت قتل حضرت سید الشهدا خدا لعنتشان کند و بر عذابشان بیافزاید بعلاوه : حضرت جبرئیل " کافر به خدا و رسول است ، وای بر کسی که این پیمان را بشکند !!!! " مسلم است که می دانید ، اولین کسانی که این پیمان مهم را شکستند ، عمرو ابابکر ملعون ، خلفای غاصب ، بودند!!!! 3. ... لعنة الله علی الظالمین : «لعنت خدا بر ستمكاران باد.» ( آیه ی 44 سوره ی اعراف) چه ظلمی بالاتر از ظلم و آزار و اذیت خاندان مبارک رسول الله لعنت کند چه کسی می تواند بگوید که " او انسان بدی هم نبوده است" چه رسد به اینکه بگویند ، خوب هم بوده !!!! اگر جای بخشش داشت خدا می بخشید نکنه نعوذبالله بخشنده تر از خدایند !؟!؟ رسول رحمت فاطمه پاره تن من است ، هر کس او را خشمگین کند پس به تحقیق که مرا خشمگین کرده . ( صحیح بخاری ، جلد 2 ، ص 206 ، از منابع بسیار معتمد اهل تسنن) " به یاری خدا و حضرت مهدی علیه السلام این مطلب ادامه خواهد داشت "
(علیه السلام) ، فرزند عمر (لعنة الله )، شیون کنان و گریبان چاک
( صلی الله و علیه و آله ) ، ادامه ی پرستش خود نسبت به لات و عزی ( نام دو بت ) ،
( سلام الله علیها) و جزئیات آن واقعه و
( علیه السلام) تشکر کرد و با لب خندان از کاخ یزید (ملعون) بیرون آمد .»
(علیه السلام) پس از پایان مراسم بیعت در روز غدیر درباره ی کسی که این پیمان را بشکند فرمودند:
( صلی الله علیه و آله ) و آنکه را خدا
( صلی الله و علیه و آله ) : فاطمه بضعة منی من اغضبها فقد اغضبنی .![]()
" التماس دعا به صورت فطیر " ![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 16:50 توسط ستاره ی شب |
آیا خلیفه ی اول و دوم در زمان مرگشان هم ،کافر بودند؟؟؟
در پاسخ به آنانی که این شبهه " اعوذ بالله من الشیطان الرجیم " پناه می برم به خدا از شیطان رانده شده 1. مردم در كتاب توضيح دادهايم، نهفته مىدارند، آنان را خدا لعنت مىكند، و لعنتكنندگان لعنتشان مىكنند. ( سوره ی بقره آیه ی 159) در این آیه همانطور که خود شاهد هستید خداوند کریم ، افرادی را که نشانه ها ی روشن نازل شده ی خداوند ی را پس از توضیح در کتاب ، کتمان می کنند ،مورد لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان اند . خوب آیا این درست نیست که خلیفه دوم در شب احتزار رسول الله (صلی الله و علیه و آله ) وقتی که ایشان برای وصیتشان که همانا جانشینی حضرت علی (علیه السلام) بود ، کاغذ و قلمی خواستند ، گفت که ایشان هذیان می گویند (نعوذ بالله) !! مگر هیچ نخوانده بود ، یا لا اقل نشنیده بود که خداوند در قرآن راجع به رسول رحمت (صلی الله و علیه و آله) می فرماید: ( آیه ی 4-3 سوره ی نجم ) و یا در جایی دیگر : ( آیه ی33 احزاب ) و مگر نه اینکه خدای مهربان ،ایشان را از آلودگی گناه و حتی اشتباه و خطا، پاک کرده ، پس آیا دیگر جایی برای مخالفت در دل کسی که عنادی ندارد باقی خواهد ماند ؟؟؟ کلا و حاشا .... هرگز .... !!!! 2. ( سوره ی بقره آیه ی 161) این مبحث ادامه خواهد داشت و در این شبهای آخر ماه مبارک رمضان
را مطرح می کنند ، چنین می توان گفت :
"ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الل و یلعنهم الاعنون"
كسانى كه نشانههاى روشن، و رهنمودى را كه فرو فرستادهايم، بعد از آنكه آن را براى
" و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی " :
و از سر هوس سخن نمىگويد. اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست .
" یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا " :
خدا فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند .
" ان الذین کفروا و ماتوا و هم کفار اولئک علیهم لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین " :
كسانى كه كافر شدند، و در حال كفر مردند، لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر آنان باد .
............. با ما باشید .............![]()
التماس دعا ![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 2:37 توسط ستاره ی شب |
بهتر است بدانید که معاویه ابن ابوسفیان خلیفه ی اهل تسنن ، حدود 60 سال سخنرانها را بر بالای منبر ،مجبور به لعن و دشنام به امیر المومنین امام علی ابن ابی طالب دلش خوش که بر مسند رسول خدا پای اسلام می زند !!!! خدا لعنتش کند و عذابش را فزونی بخشد. بد بخت آنانی که به دام اینان گرفتار آمده و متعصبانه عقاید آنان را که با گفته ی صریح رسول اکرم (صلی الله و علیه و آله ) در منابع خودشان متفاوت است ، به کار می بندند و روز به روز بر کفرشان افزوده می شود . ... آری البته از خلیفه و جانشینی که انسان از روی جهل و نفع دنیایی اش انتخاب کند ، غیر از این انتظار نمی رود! گر چه کسی که فضایل علی کور مادر زاد هم نا بینا تر است ... لازم است بدانید که کتب صحاح که متشکل از 6 صحیح می باشد ، کتب بسیار ارزشمند و معتبر اهل تسنن است که برایشان با قرآن برابری می کند !!!! منابع احادیث گفته شده : 1. صحیح بخاری ج2 ص305 3.صحیح ترمذی ج 8 ص 306 2. صحیح بخاری ج 2 ص 76 4.صحیح ترمذی ج 5 ص201 5. صحیح ترمذی ج 5 ص 296 6. صحیح مسلم ج 2 ص 362
(علیه السلام) کرد ...
(صلی الله و علیه و آله ) تکیه زده ، و این چنین تازیانه به نهال نو
( علیه السلام ) را نبیند ، چیزی که یهود و نصاری را به وجد می آورد ، از
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 18:57 توسط ستاره ی شب |
دکتر سید محمد تیجانی سماوی ، فردی از اهل تسنن است که با تحقیقات و مطالعات فراوانِ منابع و احادیث از کتب خودشان ، به جمع شیعه های سرسخت پیوسته و در کتابش به نام ، "آنگاه ... که هدایت شدم "، ( که به بیان ماجرای شیعه شدنش به زبانی فصیح و شیرین والبته مستند می پردازد ) می گوید : من به خدا حیران و سرگردان می شوم ، آنگاه که در صحاح (کتب معتبر اهل تسنن ) می نگرم و آن همه محبت پیامبر (علی ! نسبت تو به من نسبت هارون به موسی است ، جز اینکه پس از من پیامبری نباشد 1) و به او گوید :( تو از من هستی و من از تو ام 2) و گوید : ( دوستی علی ایمان و کینه ی او نفاق است 3) و فرمایند : (من شهر علمم و علی درِ آن است 4) و فرمایند: ( علی، مولای هر مومنی پس از من است 5) و فرمایند : (هر که من مولای اویم ، پس علی مولای اوست ، بارالها دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد 6) و اگر بخواهیم تمام فضایل علی پیامبر
(صلی الله و علیه و آله ) را به برادرش و پسر عمویش علی
(علیه السلام ) و برتری دادن او نسبت به تمام اصحاب ( از جمله عمر و ابابکر و عثمان ) می خوانم تا آنجا که درباره اش گوید :![]()
![]()
،
،
،
.
(علیه السلام ) را از زبان پیامبر
( صلی الله و علیه و آله ) که ، علمای ما به صحت و درستی آنها اقرار دارند، بشماریم ، یک کتاب مفصلی باید بنویسیم ، پس چگونه است که اصحاب پیامبر
( صلی الله و علیه و آله ) این همه حدیث را نادیده می گیرند و علناً علی
(علیه السلام) را دشنام می دهند و در کمینش می نشینند و اورا بر فراز منبرها لعن و نفرین می کنند و با او پیکار می سازند و او را به قتل می رسانند !! . . .
( صلی الله و علیه و آله ) فرمودند: "هر که علی را دشنام دهد ، مرا دشنام داده ، و هر که مرا دشنام دهد ، خدا را دشنام داده و هر که خدا را دشنام دهد ، خداوند او را با صورت به آتش جهنم خواهد انداخت" .
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 21:45 توسط ستاره ی شب |
حدیث منزلت : رسول الله (صلی الله و علیه و آله ) ... و جایگاه حضرت هارون را نسبت به حضرت موسی که این چنین است : 1 . حضرت موسی (علیه السلام ) " و برای من دستیاری از کسانم قرار ده ، هارون برادرم را ، پشتم را به او استوار کن ، و او را شریک کارم گردان " آیه ی 32-29 سوره ی طه 2 . " ... و موسی در حالیکه یکی از این کلامهای گهربار در مورد حتی یکی از خلفای غاصب هم از زبان مبارک رسول الله ( صلی الله و علیه و آله ) بیان نشده است و هم چنین ، برعکس است در مورد مولای متقیان امیرالمومنان ، علی ابن ابی طالب ...................................... و غصب کردند ، مقام بر حق ولایت را ، که تنها بر تن علی و اولاد گرامش بنی اسراییل هفتاد و یک فرقه شدند و نصاری هفتاد و دو فرقه و به تحقیق که امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند ، یک فرقه رستگار و بقیه در دوزخ اند !!! .... شاید اگر ، آنان این جامه ی خلافت را که به تنشان زار می زد ، به زور بر تنشان نمی کردند ، الان اثری از این همه بدبختی ها و سرگردانی ها بر صفحه ی تاریخ نمی بود و از ظلم زمانه بدن بشریت چاک چاک نمی گشت ! ............ و در آخر ، شاید غیبتی سخت قلب مولایمان را نمی آزرد و ما نیز هم چون گذشتگان لطف با امام بودنمان حس می شد و فیض وجودشان بهره !!! .............. آری با تمام وجودمان لعنت خدا را برایشان خواستار باشیم ، که خدا و امامان ( علیهم السلام ) و خوبان وصالحان نیز چنان کردند ! چه بهتر است که از زبان امام علی " دعای صنمی قریش " به منبع بحار الانوار 85/260"
فرمودند: یا علی ! تو نسبت به من مثل هارون برای موسی هستی ، جز اینکه پس از من پیامبری نیست !
( علیهما السلام ) را قرآن کریم به دور از هر غلوی بیان می کند !
خطاب به پروردگار (در مورد حضرت هارون ) فرمودند :
به برادرش هارون گفت : در میان قوم من ، جانشینم باش " آیه ی 142 اعراف
(علیه السلام ) !!!!!
(علیهم السلام ) سزاوار بود وهست و خواهد بود و انحرافی ایجاد کردند که از پی آن فرق گونالگونی به وجود آمد ، همانطور که رسول رحمت
( صلی الله و علیه و آله ) فرمودند :
(علیه السلام ) بخوانیم :
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 21:23 توسط ستاره ی شب |
از عرش صدای ربنا می آید آوای خوش خدا خدا می آید فریاد که درهای بهشت باز کنید مهمان خدا سوی خدا می آید اما شعبان که گذر کرد و نگرفت نهیبی اندر دل ما جای ......... چو گیسوی تو من در پیچ و تابم یابن الزهرا چرا یک شب نمی آیی به خوابم یابن الزهرا براستی چه حقیرند کسانی که می گویند تو نخواهی آمد اگر تو نیایی کویر همین خاک داغ است و بس درختان روی زمین همه میله های قفس و اما من ... خجلم زان که فقط لاف غلامی زده ام غلام اگر بودم تورا می دیدم چنین گرد گنه نمی چرخیدم خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید ..... پرده از چهره گشاید ... شاید ...... ای دوست هیچ می دانی که اگر آمد چه می خواهی به او بگویی ؟ و آیا چیزی داری که به او بگویی ؟ یا......... گفته بودم چو بیایی غم دل باتو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی و تو ای عزیز ، ای پدر مهربان ، ای آقا ، ای ................... ما را دریاب آنان که به نظر خاک را کیمیا کنند آیا شود گوشه ی چشمی به ما کنند ؟؟؟ و اما فرج ، آن بزرگ واقعه ی الهی ، کی تحقق می یابد ؟؟؟؟؟؟/ زمستان خسته شد از بی بهاری جهان می لرزد از این بی قراری گمانم جمعه ای باقی نمانده خدایا تا به کی چشم انتظاری ؟؟؟ راستی انتظار ..... عجب واژه ی شیرینیست . شیرین ؟ برای که ؟؟؟ برای چه ؟؟؟ اما ، آیا ، حقیقتا ما منتظریم ؟؟ یا اسم خود را منتظر نامیدیم ؟ چه انتظار عجیبی تو بین تمام منتظران هم چه غریبی عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفته ایم الا که روح خدایی خدا کند که بیایی روز جمعه میگم کجایی خسته از دوری و جدایی قسمت میدم به ابالفضل ای سفر کرده تا بیایی بر لبم آه فراق ای نگار مه جبینم ترسم اینه که بمیرم روی ماهت رو نبینم آخر آن مصلح کل آمدنی خواهد بود تا نیاید نرود ظلم و ستم از دوران به ما گفته اند که می آیی و جان و جهانمان را سر به سر صفا خواهی داد چنین شده که هر صبح با یاد تو از خواب بر می خیزم و عهد هر روزم رابا تو تجدید می کنم و تو ای غایب از نظر ...... مگر می شود ؟؟؟ مگر از دیده رفتنت تو را از دل های ما نیز برده است ؟ ؟ ؟ عمریست که از حضور او جا ماندیم در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر است تا که ما برگردیم ماییم که در غیبت کبری ماندیم غروب پنجشنبه بی قرارم شبیه جمعه ها چشم انتظارم فقط یک جمعه می آیی ولی من تمام جمعه ها را دوست دارم و او می آید ......................... صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار برملا خواهد شد در راه عزیزیست که با آمدنش هر قطب نما قبله نما خواهد شد الهی به امید تو ، منتظر آن روز ، همگی دست در دست هم می نهیم و در این ماه پر برکت که خود گفتی ابلیس را اندر غل و زنجیر دفن می کنم از تو طلب می کنیم که آن روز را هرچه سریعتر برسان و ما را از شر بلیات ارضی و سماوی محفوظ بدار تو هم گر سوز دل داری زجا بر خیز کمر بربند حاضر شو که صادق گفت : مهدی ناگهان سر می رسد از راه و باید منتظر باشد مهیا ، بهر استقبال میومبر : گفته اند و شنیده ایم که هر کس در ماه مبارک رمضان آیه ای از قرآن را بخواند به منزله ی ختم آن به شمار می رود . آیا تا به حال کسی توجه داشته است که در قرآن عثمان طه در صفحه ی 585 و یا به عبارتی سوره ی عبس در یک صفحه شروع و به پایان می رسد و حال اینکه تعداد آیات موجود در آن 42 عدد می باشد که این تعداد آیات در یک صفحه در کل قرآن کریم بی نظیر است . 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 21:26 توسط ستاره ی شب |
دوباره نیمه شعبان اومد و رفت و ما هنوز . . . یکی اس ام اسی بهم زد که حسابی توی فکرم برد : ۱۱۷۴ ساله که مردی
منتظر ۳۱۳ مرد ه ٬ و چه قدر مرد شدن زمان می برد ! ! !
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 1:16 توسط ستاره ی شب |
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 1:4 توسط ستاره ی شب |
سلام دوستان . . . و از اینکه در این مدت بهم سر زدین بسیار سپاسگذارم . . . و اما حالا ... عیدتون مبارک باشه صبحی گره از زمانه وا خواهد شد راز شب تار بر ملا خواهد شد در راه عزیزی است که با آمدنش هر قطب نما قبله نما خواهد شد ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:58 توسط ستاره ی شب |
پیامبر اکرم والاترین مردم از نظر یقین قومی هستند در آخرالزمان که پیامبر نکرده و حجت خدا آورده اند . واقعا با ما هستن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منظورشون واقعا ماییم ؟؟؟؟؟؟؟ ................................................................................................ این تن بمیره ، یه ذره تا حالا سعی کردیم دل مولامون رو به دست بیاریم ... یکی می گفت اگه که امام زمان
( صلی الله علیه و آله و سلم ) :
(صلی الله علیه و آله ) را درک
(علیه السلام) از آنها مخفی شده و آنها به مُرَکَبِ سیاه روی کاغذ سفید ایمان
علیه السلام نمی یان به خاطر اینه که ما هنوز آدم نشدیم ...
همین و بس و دیگه ![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:44 توسط ستاره ی شب |